|
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من می دونم دوسم نداری مثل روزای گذشته من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته اما روح من یه دریاس پر از موج وتلاطم ساحلش تویی و موجاش خنجر حرفای مردم وای که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستارس تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارس بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن.
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه...... کاشکي که بارون بزنه به سقف و ايوون بزنه کاشکي دلم پر بگيره شادي رو از سر بگيره کاش دوباره بارون بياد رو تن ياس و نسترن کاشکي بوي خدا بياد تو کوچه و تو باغ من کاش دوباره بارون بياد اشک خدا رو ببوسم! تا که دلم جون بگيره از غم دنيا.... نپوسم...
میخواهم بنویسم... اما نمیدانم تو آن را می خوانی یا نه؟
به برگی از یاس شعرهای بهاری با تو بودن را مینویسم... با نگاه سحر به افق دیده ات لبخند میزنم ...سیاهی را رنگ میزنم تا وقت زود بگذرد و تو زودتر بیایی بی تو بودن عمر مرا به انتها می رساند... با تو بودن همچون آتشی است که مرا در عشق تو مذاب میکند... لبخندت را همچون ایینه ای به من بسپار تا هر دمم عاشقانه به نگاههای تو خاکستر شود ماه شو و مرا از نقاب سیاه شب نجات بده ... چه بگویم که در تو اثر کند و تو مرا از هرچه پوچی است نجات دهی به نگاهت قسم که خیال مرا از تو گریزی نیست همیشه این منم که برای پرسشی ساده پریشانم آیا مرا دوست داری؟ دوست دارم اما تو... نمي دانم..... چه بود نمي دانم..... فرشته بود نمي دانم.....عشق بود نمي دانم..... چه بود مي خواهم در اوج فرياد بزنم و بگوييم . اين حق من نبود...... اين آشفتگي آخه مال من نبود. آرزويم چیز دگر بود...... اما افسوس طالعم.نحس بود و او شد يك خاطره...... گناه من چه بود که این گونه غمهایم را باید در چشمان حبس می کردم وفریادم فقط سکوت غمم بود! وسکوت........ زیباترین آواز در سمفونی تنهایی در اوج فرو رفتن در خویش در اعماق قله ی رهایی به هنگامی که نمیبینی آشنایی که ببیند تورا که برهاند تورا از قفس بغض که بپرسد: به کدامین جرم به دیار تنهایان تبعید گشته ای؟ کاش گوشی .سکوتم را میشنید!!
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمى که آشناست. هزار دفعه اين شماره رو دلم گرفته ولى هنوز پشت خط در انتظار يک صداست. شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مى رسه، حساب بنده هايتان جداست؟ راستی ... میگما خدا ... اگه خواستی یه سری هم به صفحه ی نیازمندی های من بزن ... فکر نمیکنم از عظمتت کم شه ... يك جا خوندم كه "بايد شكر گزار باشيم كه خدا هر انچه مى طلبيم را به ما نمى دهد " نمى دونم حكمتش چيه كه اين كار درست نميشه. خدا گوشتو بیار جلو ... نمى دونم شايد قهر كردى آخه خيلى بد شدم مى دونم. بهت قول دادم ولى زدم زير قولم. ولى آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مى گن "التماس به خدا شجاعت است اگر برآورده شود رحمت است اگر برآورده نشود حكمت است. التماس به خلق ذلت است اگر برآورده شود منت است اگر برآورده نشود خفت است." خدايا بهت التماس مى كنم فقط هم از خودت مى خوام مى دونم كه دلت نمياد دلمو بشكنى. مى گن شايد حكمته ولى يه كاريش كن كه با رحمتت حل شه. باشه منتظرمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه رو سینه من اومده آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمر که در به درم منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم برگه ی تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن خسته شدم انقدر خودمو جلوت کوچیک کردم تا کی بهت بگم دوست دارم و تو باور نکنی... تو منو به بازی گرفتی نمی بخشمت... اما نه می بخشمت چون دوست دارم نفرینت نمیکنم چون عاشقتم اما دیگه بسه دیگه میخوام از یاد ببرمت وقتی تو یکی دیگرو دوست داری چرا من خودمو خوار کنم ... با اینکه سخته اما فراموشت میکنم... خداحافظ برای همیشه ای عشق من... برات ارزوی خوشبختی میکنم ایشاالله به ستارت برسی...
تو بغض آسمون شکست سکوت بارون صدام تو فصل سبز عاشقی رنگ خزون داره نگام ترانه هام زخمی شدن با دست باد غصه ها همه گذشتن از سفر منم هنوز تو قصه هام برای عاشق شدنم یه دست آشنایی نیست برای هق هق صدام این جا یه تکیه گاهی نیست
اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اگه شدم عاشق تو نزار که که بی تاب بمونم لالایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی
|
دل سپرده![]()
بخواب اي نازنينم Archivesهفته چهارم تیر 1385هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 آذر 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آذر 1384 آبان 1384 Links
یه ویدیو کلیپ
بهترین کد موسیقی برای وبلاگ |