|
این قصه ندانست کسی هرگز آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست سر فرو داشت نمی گفت سخن نگهش از نگهم داشت گریز مدتی بود که دگر با من بر سر مهر نبود آه این درد مرا می فرسود او به دل عشق دگر می ورزد گریه سر دادم در دامن او های هایی که هنوز تنم از خاطره اش می لرزد بر سرم دست کشید در کنارم بنشست بوسه بخشید به من لیک می دانستم که دلش با دل من سرد است هنوز
|
دل سپرده![]()
بخواب اي نازنينم Archivesهفته چهارم تیر 1385هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 آذر 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آذر 1384 آبان 1384 Links
یه ویدیو کلیپ
بهترین کد موسیقی برای وبلاگ |